۱۳ لحظه‌ای که پس از کوتاه کردن موهایم با آنها روبرو شدم

من پس از عروسی، همه موهایم را کاملا کوتاه کردم! و این چیزهایی است که یاد گرفتم:

تابستان گذشته، من ازدواج کردم. و مثل اینکه یک کلیشه باشم، مدت کوتاهی پس از عروسی، موهایی را که دو سال زمان برده بود تا بلند شوند، کوتاه کردم! من عاشق مدل موی کوتاه جدیدم هستم. در واقع، حتی از الان هم موهایم کوتاه‌تر بود.

این تغییر آسان نبود. از نشان دادن موهای جدیدم به شوهر از همه جا بی خبرم، تا اینکه وقتی کلاه بسر میگذاشتم شبیه جاستین بیبر می‌شدم، با لحظات متعددی روبرو شدم. اگر شما هم به کوتاه کردن موهایتان فکر میکنید، بنظر من این لحظات چیزهاییست که با آنها روبرو می‌شوید، و بد نیست که از آنها با خبر باشید.

۱. وقتی که آرایشگرم اولین برش را زد

روزی که می‌خواستم موهایم را کوتاه کنم، شروع به حدس زدن دوباره درباره خودم کردم. آیا واقعا شبیه به یک مادر بنظر خواهم رسید؟ آیا شوهرم همچنان فکر خواهد کرد که جذابم؟ صورتم ممکن است چاق بنظر برسد؟ من به هر شخصی که با موهای کوتاه از جلویم می‌گذشت توجه کردم و سعی کردم یک موجودی ذهنی از آنچه بنظر خواهم رسید یا نه، بدست بیاورم. سپس، تصمیمم را گرفتم.

من به سالن رفتم، روی صندلی نشستم و گفتم «بیا انجامش بدیم». نمی‌توانستم صبر کنم تا آرایشگرم اولین برش را بزند. وقتی این کار را کرد، دیگر نمی‌توانستیم به عقب برگردیم! بعد از اولین صدای تیک تیک قیچی، یک نفس عمیق کشیدم. من کاملا آرام شدم. حتی دو ماساژ پوست سر گرفتم و یک فنجان چای بابونه و نعنا نوشیدم!

۲. وقتی دسته‌های بزرگ مو را روی زمین دیدم

من هیچ وقت فکر نمی‌کردم که موهای زیادی داشته باشم، اما دسته‌های موی روی زمین، حرفی خلاف این را به من میگفت!

۳. هنگامی‌که همسرم برای اولین بار موهایم را دید

من مطلقا به همسرم نگفته بودم که میخواهم موهایم را کوتاه کنم. بهرحال من می‌خواستم این کار را انجام دهم، و انتظار نداشتم که او در جواب بگوید «عزیزم، برو موهایت را کوتاه کن!». برای اینکه او یک مرد است، و هیچ ایده‌ای درباره‌ی مو ندارد. وقتی از سالن برگشتم، از جلوی در به عقب کشیده می‌شدم! بعد از شوک اولیه، مرد من متوجه شد که چقدر موهای کوتاهم را دوست دارد! و من اصلا فکر نمی‌کنم که او این حرف را غیر واقعی گفته باشد. مردها واقعا موهای کوتاه را دوست دارند.

۴. وقتی من آنرا خودم مدل دادم

کسانی که می‌گویند داشتن موهای کوتاه آسان است، الف) یا هیچوقت موی کوتاه نداشته‌اند ب) یا وقت زیادی را صرف موهای بلندشان می‌کنند، کارهایی الکی مثل خشک کردن موها با سشوار و استفاده از برس گرد و اسپری زدن‌های بی مورد. من، وقتی موهایم بلند بود ۲۰ ثانیه صرف خشک کردن چتری‌هایم می‌کردم، سپس اجازه میدادم موهای مجعد و فرم بطور طبیعی خشک شوند. اما این روزها، برای بهترین نتیجه همه‌ی موهایم را خشک می‌کنم، اتوی مو می‌کشم، و سپس کمی کرم حالت دهنده استفاده می‌کنم!

۵. زمانی که متوجه شدم سر گذاشتن روی بالش می‌تواند سخت باشد

در ادامه‌ی اینکه داشتن موهای کوتاه آسان نیست، وقتی که می‌خواهید شیطان باشید، نمی‌توانید بر چیزهایی مثل دمب اسبی‌هایتان تکیه کنید. مگر در مواردی که مدل موی کاملا کوتاه انتخاب کنید (شماره ۲ ریش تراش)، هر روز صبح مثل یک اهریمن از خواب بیدار می‌شوید! دیگر نمی‌توان از دوش گرفتن صرف نظر کرد: دیگر نمی‌توانید از تخت خواب بیرون بپرید و روزتان را آغاز کنید. باید حداقل هرروز صبح موهایتان را خیس کنید. مگر اینکه بخواهید مثل اهریمن بنظر برسید که بسیار جذاب است، اما نه برای من!

۶. وقتی که با کلاه خداحافظی کردم

من شخصی هستم که همیشه کلاه دارم. من عاشق کلاه‌های بزرگ و لبه دار هستم. آنهایی که وقتی به سر می‌گذارید همه عاشقش هستند؟ یکی می‌خواهم! خب، تا قبل از اینکه موهایم را کوتاه کنم، کلاه‌های متنوعی عوض می‌کردم. مثلا، برای صبحانه بیرون از خانه در تعطیلات اخر هفته. حالا، وقتی کلاهم را سر می‌کنم، احساس میکنم خیلی عجیب و غریب بنظر می‌رسم، چون همه‌ی موهایم پوشیده می‌شود. همچنین کلاه‌های چسبان زنانه را هم فراموش کنید. من سعی کردم کمی از چتری‌هایم را از جلوی کلاه بیرون بیاورم، اما شبیه افراد طاس شدم!

۷. وقتی متوجه شدم آرایشگر موهایم، مرا بهتر از قدیمی‌ترین دوستانم می‌شناسد

من قبلا هر ده هفته یک بار به آرایشگرم مراجعه می‌کردم. حالا هر شش هفته یک بار با یک چتری نامرتب همدیگر را ملاقات می‌کنیم! دیگر آرایشگر من از همه‌ی اتفاقات اخیر زندگیم خبر دارد. اگر قرار بود این تابستان ازدواج کنم، مطمئنا یکی از ساقدوش‌هایم بود!

۸. زمانی که به حساب بانکی‌ام نگاه کردم و متوجه شدم داشتن موهای کوتاه هزینه بردار است

ببینید کوتاه کردن موهایم تقریبا همان هزینه‌ی قبل را دارد، اما این بار من دوبرابر قبل به اصلاح نیاز دارم. آخ!

۹. وقتی شروع به مراقب بیشتری درباره ظاهرم کردم

موی کوتاه باعث شد حس کنم که صورتم بیشتر در معرض نمایش است، به اضافه اینکه نمی‌خواستم بیش از حد مردانه بنظر بیایم. من همیشه خط چشم می‌کشم و سعی می‌کنم هر روز رژ بزنم، بعلاوه همیشه همیشه همیشه در ابروهایم مداد می‌کشم! عاقلانه لباس می‌پوشیدم. تمایل من بیشتر به سمت لباس‌های ساده بود. بسیاری از طرح‌های شطرنجی، تی شرت، جین و چکمه. خیلی زنانه نبودند. حدس می‌زنم که می‌توانید مرا مردی با تیپ شهری تصور کنید، منهای ریش!

حالا که موهایم کوتاه است، احساس می‌کنم که مجبورم طرح‌های رنگی، گلدار و برخی جواهرات را به استایلم اضافه کنم. بجز گوشواره البته! واقعا چرا گوشواره‌های بلند با موی کوتاه عجیب بنظر می‌رسند؟ نمی‌دانم! می‌رسند دیگر!

۱۰. وقتی متوجه شدم مدل مویی حقیقی و ذاتی دارم

قبل از اینکه موهایم را کامل کوتاه کنم، موهای من مدلی سه گوش و بلند و خسته کننده داشت. اما به آهستگی متوجه شدم که دیگر لازم نیست بدنبال مدل مو باشم. حالا موهای من چه با سشوار، و چه با هوای عادی خشک شود، چه به سمت راست، چپ، یا عقب شانه شود، مدل خودش را دارد!

۱۱. وقتی دیگر کسی برایم سوت نزد

شاید این چیزیست که در سرم باشد، اما وقتی کاملا مورد توجه همسرم قرار می‌گیرم، دیگر حس نمی‌کنم که نگاه‌های تصادفی در خیابان توجهم را جلب می‌کنند. من اینرا قبلا گفتم و باز هم می‌گویم: شما به معنای واقعی شش جفت چشم را دارید که سرتاپایتان را برانداز می‌کنند و مردهایی که به شما توجه می‌کنند تا بتوانند یک نگاه شما را چه بلوند چه مو قرمز و چه مو قهوه‌ای، جلب کنند. موهای زیبا و بلند، آهنربای مردها هستند! دلم برای این یکی تنگ نمی‌شود!

جالب توجه است که، هر تعریفی که من از جانب آقایان دریافت می‌کردم خوب و مثبت بود! مثل وقتی که شخصی کاملا نا آشنا با حدود سنی ۴۰ سال جلو آمد و به من گفت: «مرا ببخشید، اما می‌خواستم به شما بگویم که مدل موی فوق العاده‌ای دارید.» اوه خدای من!

۱۲. وقتی که سوال‌هایی راجع به ظاهر جدیدم شنیدم

من قصد دارم شخصیتت را حفظ کنم، چون ما اساسا فامیل محسوب می‌شویم، اما وقتی شنیدم که از یکی از اعضای تازه نامزد شده‌ی خانواده پرسیدی «تو هم می‌خواهی موهایت را پس ازدواج مثل مالی کوتاه کنی؟» تعجب کردم! من همه چیز را مطمئن نیستم، اما مطمئنم این حرف را هیچوقت فراموش نخواهم کردم. کارت اصلا خوب نبود خانم!

۱۳. وقتی احساس کردم بیشتر خودم هستم

با اینکه داشتن موهای کوتاه دردسرهای زیادی دارد، اما وقتی در سالن ۲۵ سانت از موهایم را از دست دادم، احساس خوشحالی بیشتری کردم. من موهای بلندم را دوست داشتم، اما هیچ وقت اینطور که عاشق موهای کوتاهم هستم عاشقشان نبودم. موهای کوتاه جالب است، متفاوت است، و خود خود واقعیم است!

خب. نظر شما چیست؟ شما هم تا حالا موهایتان را کوتاه کرده‌اید یا نه؟ شما بعد از کوتاه کردن موهایتان با چه لحظاتی روبرو شده‌اید؟

5 نظر ارسال شده است

  1. Zfg

    سلام
    منم موهام تا کمر بلند بود و طلایی
    ولی یهویی تصمیم گرفتم پسرونه بزنم شون
    خب اولش خوب بود ولی بعد حس بدی داشتم چون احساس میکردم کمتر در توجهم و همه میگفتن چرا اینکارو کردی؟و خیلی احمق ک اینکارو کردی
    و واقعا خیلی بیشتر از موهای بلند برام زحمت دارن
    ولی الان حس خوبی دارم و احساس میکنم دوست دارم خییلی کوتاه ترشون کنم 😀

  2. آریانا

    مرسی از این مقاله خوب
    من دیروز موهامو کوتاه کردم و حدود بیست سانتو از دست دادم و حس خیلی بدی داشتم
    استرس و نگرانی تمام کارم توی روز بود
    حالا حس خیلی بهتری نسبت ب موهام دارم جوری ک حس میکنم دیگه نمیخام بلندشون کنم

  3. لیلی

    عشق هست موی کوتاه.

  4. بلانكا

    چه جالب بود، دقيقا همه اينا براي منم اتفاق افتاد
    منم 15 سال موهاي تا نزديك كمر داشتم يا تا بازو در نهايت كوتاهي .. اين بار كه قشنگ وسط كمر ، قدمم چون كوتاه نيست خيلي بيشتر از ادما ديگه بلند شده بود
    ديگه تقريبا برند شده بود برام .. تا اينكه تصميم گرفتم و شجاعت به خرج دادم.. همسرمم خيلي خيلي استقبال كرد، .. در حقيقت اون بيشتر تشويقم كرد
    به نظر ديگران هم خيلي سورپرايز بود و باعث شد يه موج جديد راه بيفته تو اطرافيانم ..هر كي ميديدتم ميگف اوووه باريكلا آفرين چقد بهت مياد و خيلي ها ميگفتن دنبال پايه بوديم ماهم تغيير بديم موهامونو … خودمم خوشحال!
    يك ماه خيلي تحقيق كردم عكس مدل هاي زيادي از سلبريتي ها ديدم كه چه اندازه اي مناسب تر و دخترونه تر هست و بيشتر به استايل خودم ميخوره و تو ذوق نميزنه. الان از اون 15 سال تازه پشيمونم ، تو اين همه سال ميتونستم 100 مدل مو داشته باشم و هي بلند كنم و هي كوتاه،.. اما به گمونم در درجه اول براي من يه عقده بود موي بلند، و در درجه دوم و بطور عمومي موي بلند براي يه دختر همه چيزه، خصوصا تو بچگي .حالا از اون موقع يك لحظه ام پشيمون نشدم از كارم ..
    و نكته جالب اينكه 15 سال سنم كمتر نشون داد ، انگار برگشتم به همون نوجووني،..اينو نه تنها خودم، بلكه دوستام و سايتاي تشخيص سن با چهره هم ميگفتن كه 14 سالمه؛ ديگه به نظرم تنوع تو اندازه موهاي بالاي شونه خيلي بيشتر و قشنگ تره .. الانم منتظرم يكم ديگه بلند شه باز كوتاه كنم يه مدل جديد…

  5. علی

    من هم همیشه موهایم را کوتاه میکنم هر 3 هفته یک دور!!!!!!!!
    ولی انصافا قلم خوبی دارید با اینکه یک پسر هستم و حوصله هیچی را ندارم ولی مقالتون را تا آخر خوندم:-)

نظر شما چیست؟

* آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.