دویدن درمان من است!

برای سال های بسیاری (لوسی هرکس) دچار افسردگی شده بود، و داروهای بسیاری برایش تجویز شده بود و وارد جلسه های تراپی بسیاری شده بود. در زمان مدرسه برخی از دانش آموزان او را مورد آزار و اذیت قرارداده و در نتیجه اغلب احساس تنهایی و طرد شدگی می کرد. حال او با اضطراب بیان می شد، وزنش افزایش پیدا کرد و وقتی وارد سیستم سلامت روان شد در ابتدا آنورکسیا و سپس بولیمیا تشخیص داده شد.

در سال ۲۰۱۳ لوسی درهنگام شرکت در یک مسابقه دوچرخه سواری خیریه از لندن به پاریس دچار یک سانحه شد و در نتیجه تحت عمل جراحی مغز قرار گرفت و حرکت پایین تنه چپ بدنش را از دست داد. این تجربه باعث شد افسردگی او از کنترل خارج شده و در نهایت دست به خود کشی بزند. بعد از اینکه تصمیم گرفت زندگی را از خودش بگیرد، نزد دوستان و خانواده اش کم کم اعترافاتی کرد و متوجه شد که تنها نیست. لوسی می گوید «من زندگی ام را مدیون خیریه شریک شو اگر اهمیت می دهی، هستم» آنها در لحظات سختی در کنار من بودند، بی قید و شرط مرا حمایت کردند وقتی در بدترین حالات روحی بودم و به خاطر حمایت های آنها و تشویق هایشان بود که من برنامه دویدنم را شروع کردم.

لوسی در سال ۲۰۱۴ شروع به دویدن کرد، در همان دورانی که دوران نقاهت جراحی مغزی را می گذراند که در اثر تصادف دوچرخه اتفاق افتاده بود. او به راحتی در مورد تاثیر دویدن بر روی زندگی اش داشته است صحبت می کند و با لبخندی می گوید: تنها دویدن نیست بلکه دوستانی که ملاقات کرده ام. هیچ وقت فکر نمی کردم که بتوانم ۴-۵ روز را در هفته با دوستانم بگذرانم و همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم. دویدن زندگی من شده است به من فرصتی می دهد که از افکارم رها شوم و آگاهانه رفتار کنم. وقتی می دوم عاشق شنیدن صدای پاهایم روی کف پوش خیابان ها هستم. عاشق حس کردن خورشید، باران، و باد روی بدنم هستم. من گذر زمان را فراموش کردم، مشکلاتم را پشت در میگذارم و در مدت زمانی که می دوم دوباره لوسی می شوم.

لوسی در مورد اینکه دویدن چقدر به او کمک کرده است تا انگیزه خود را حفظ کند و به او دلیلی برای زندگی کردن می دهد، لوسی می گوید: قبل از دویدن، روزهایی را تا آخر در رختخواب می گذراندم، بدون هیچ انرژی و احساس افسردگی و تنهایی می کردم. حالا، وقتی می دوم، احساس انرژی، شادی و آزاد بودن می کنم. به من فرصتی می دهد تا از محدودیت های تاریکی و خفقان افسردگی که تمام بدن و ذهن مرا درگیر می کند، حواس مرا از کار می اندازد و هر گونه حرکتی را غیر ممکن می کند، رها شوم.

«وقتی تازه شروع به دویدن کرده بودم، هدفم دویدن ۵ کیلومتری هفتگی بود. من عاشق این دویدن ها بودم اما لحظه هایی که باعث افتخارم می شوند موقعی بود که امسال اولین ماراتن خود را در ادینبورگ به اتمام رساندم. این اتفاق چیزی بود که هرگز فکر نمی کردم بتوانم به پایان برسانم و گذر از آن خط پایان معنای خاصی برای من داشت. »

برنامه هفتگی لوسی در حال حاضر :

دوشنبه: ۱۰ کیلومتر با دوستان

چهارشنبه: کلوپ شبانه با دوستان هم محله ای در کلوب

جمعه: دوی استقامت با دوستان

شنبه: دوی ۵ کیلومتر هفتگی

یکشنبه: اغلب مسابقه

مسابقه اخیر او یک دوی ۱۰ کیلومتر به سمت رزبری تاپینگ از هاردمورز به دنباله آن ۲۶٫۲ کیلومتر در ادامه که او واقعا از تمام اینها لذت می برد. لوسی در مورد این مسابقات می گوید: «بیش از ۷ بار افتادم، در اوج دویدن در رزبری تاپینگ مثل تنبل ها توی گل ها نشستم، خندیدم و حرف زدم. این مسابقه تنها دویدن نیست، موقعیت های اجتماعی ای که به وجود می آورد برای من بسیار مهم است. نوشیدنی های توی کافه، قهوه ها، ناهارهای بعد از دویدن یکشنبه ها، دانستن اینکه افرادی با طرز فکر مشابه را به عنوان دوست داری و برخی از آنها به دلایلی شبیه به تو می دوند. دویدن بخشی بزرگی از زندگی من شده است. من می خواهم به دیگران کمک کنم. می خواهم به آنها انرژی و انگیزه بدهم تا به دنبال رویاهایشان بروند. می خواهم مردم بدانند که امید وجود دارد، نوری وجود دارد که درانتهای تونل می تابد. »

نظر شما چیست؟

* آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تلگرام مجله تناسب اندام

نکته و ترفندهای تناسب اندام، فقط مخصوص شما!